خاتمی و میر حسین

شاید کسانی که هم‌سن و سال انقلاب هستند پاییز و زمستان 1375را به یاد داشته باشند. روزهایی که پس از سپری شدن هشت سال از دولت سازندگی و تغییرات صورت گرفته در عرصه مدیریتی و سیاسی کشور، بازماندگان طیفی از برپادارندگان انقلاب اسلامی که در آن سال ها مورد بی‌مهری قرار گرفته بودند، تصمیم گرفتند با نادیده گرفتن اتفاقات صورت گرفته، به صورت فعالی در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 شرکت نمایند

اولین نامی که بر زبان‌ها افتاد، نامی بود که در انتخابات سال 84 نیز به عنوان نخستین گزینه مطرح شد: میرحسین موسوی، نخست وزیر دولت مردمی امام و انقلاب که با تمام اختلافاتی که با طیف اقتصادی آن روز موسوم به طیف بازار داشت، با حمایت مستقیم بنیان گذار جمهوری اسلامی، دوران 8 ساله‌ی خود را سپری نمود و به پایان رساند و با تغییر قانون اساسی ایران در سال 1368 نام خود را به عنوان آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به ثبت رساند.
پس از اصرارهای زیادی که صورت گرفت، میرحسین آخرین پاسخ را داد و طی بیانیه‌ای عدم حضور خود را به اطلاع همگان رساند. این جا بود که جریان چپ اسلامی به سراغ وزیر فرهنگ و ارشاد کابینه‌ی میرحسین رفت که او نیز در دوره اصلاحات مدتی را در راس امور فرهنگی نظام گذراند و سپس به گونه‌ای به کتابخانه‌ی ملی ایران تبعید شد. پس از آن نیز دست تقدیر بر این قرار گرفت تا حماسه‌ای به نام ملت ایران در خرداد ماه 76 صورت پذیرد.
در روزهای پایانی تبلیغات انتخابات 76 به ناگاه فیلمی به نام عصر عاشورا به گونه‌ای وسیع در محافل مذهبی و دینی پخش شد تا نگاه طیف مذهبی جامعه را از سید محمد خاتمی رویگردان نماید. در آن روزهای سخت یک برگه کاغذ A4 به تمام این شایعات پایان داد. برگه‌ای که در آن مهندس موسوی را در کنار خاتمی نشان می‌داد و جملاتی که حمایت مهندس را از سید به نمایش می‌گذاشت. آب سردی که بر آخرین تلاش مخالفان خاتمی ریخته شد و سید را تا دوم خرداد ماه پشتیبانی کرد.
نام میر حسین موسوی بار دیگر در آستانه‌ی نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 برای دومین بار بر سر زبان‌ها افتاد، اما این بار نیز پاسخ همان جواب قبلی بود. مهندس تصمیم خود را گرفته بود و عزم خود را جزم نموده بود که تنها در قامت یک مشاور برای بزرگان نظام ایفای نقش نماید و بار دیگر وارد فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی نشود.
زمستان 87 برای سومین بار نام نخستین گزینه‌ی طرفداران اصولگرایی و اصلاح گری بر زبان‌ها افتاد. سید محمد خاتمی رییس جمهور دوره‌های هفتم و هشتم که بسیاری از زیر ساخت‌های حکومتی را در معرض خطر می‌دید تلاش بسیاری نمود تا این بار دست خالی از اتاق مهندس باز نگردد، برای همین در چند جلسه پیاپی ضمن بررسی شرایط کشور، تلاش بسیار نمود تا مهندس را وارد عرصه کارزار نماید. سید به خوبی می‌دانست که در شرایط فعلی ایران عزیز احتیاج به گزینه‌ای دارد که هم ریشه در آرمان‌های نخستین انقلاب داشته باشد و هم برگ و بار و سایه سار خود را در فضای اصلاح گری گستر‌انیده باشد. درخت سترگ و کهنی که بتواند تعداد بیشتری از دوستداران انقلاب را زیر سایه خود بگیرد. مهندس موسوی در این جلسات به طور ضمنی حضور خود را اعلام نمود و اعلام حضور خود را موکول به پایان اسفندماه نمود و نتایج جلسات چندگانه جمله معروف سید شد که:‌ " یا من می‌آیم یا جناب میرحسین "
فشار بیش از حد مردمی و همچنین حلقه نخست اطرافیان سید، وی را وادار کرد تا زودتر اعلام حضور نماید تا زمینه را برای حضور قطعی مهندس فراهم نماید. اینک با اعلام حضور رسمی و متعهدانه مهندس موسوی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری، همین روزهاست که سید نیز به یاد سال 76 در کنار مهندس قرار گیرد تا این بار نیز شاهد حماسه‌ی مردمی دیگری از جنس دوم خرداد ماه باشیم.

/ 2 نظر / 5 بازدید
مهدی

از هر دوی این سلاله های پاک رسول الله بوی امام شهیدان خمینی کبیر به مشام می رسد . هر دو عزیزند و دوست داشتنی , مخلص و بی ریا,در قدرت بودن و بیرون قدرت بودن هیچ تفاوتی در آنها ایجاد نکرد.

یک دوست

با نظر شما موافقم . البته امیدوارم اینبار از حماسه مردمی خوب صیانت شود تا بار دیگر عده‌ای به نام اصلاح‌طلب و دوم خردادی کاندیدای مردمی را دور نزنند و به امیال شخصی نپردازند. در هر صورت از سیدین حمایت می‌کنیم.