اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب، و یا هر دو

مطلب ذیل توسط یکی از دوستان ارسال شده است ضمن تشکر و قدردانی از این برادر بزرگوار، به دلیل تاکید نویسنده مطلب بر خودداری از ذکرنام ایشان، یادداشت بدون ذکرنام ایشان منتشر می شود

 

در این چند ساله واژه‌هاى اصول گرایى و اصلاح طلب بسیار باب شده و براى بیان گرایش سیاسى یک فرد معمولاً از آن‌ها استفاده مى‌شود. به نظر نگارنده بکارگیرى اینگونه لغات موجب غافل شدن از واژه‌هاى دیگرى نظیر: اتحاد، یکپارچگى، وحدت(از تأکیدات همیشگى بنیانگذار انقلاب اسلامى)، دوستى، یاریگرى، ایثار، خدمت به مردم و... مى شود که در حقیقت یادآور این آیه از قرآن است که مى‌فرماید: وعتصموا به حبل‌ا... جمیعا و لا تفرقوا. در واقع اصول‌گرایى و اصلاح طلبى دو ویژگى تفکیک ناپذیر از هم هستند یک فرد نمى‌تواند اصول‌گرا باشد ولى به اصلاحات توجه نداشته باشد و یا بالعکس. بعنوان مثال ائمه اطهار(علیهم‌السّلام) به اصلى همچون وحدت امت اسلام  توجه خاص داشتند ولى امامت و هدایت آحاد مردم در مسیر حق را نیز مدنظر داشتند و ضمن تلاش براى حفظ انسجام اسلامى از اصلاح انحرافات در دل جامعه از نوع وشکل آن غافل نبودند. پس به نظر حقیر با توجه به تعاریفى که امروزه از این دو واژه داریم، یک اصول گراى واقعى حتماً در عمل اصلاح طلب است و یک اصلاح طلب حقیقى هم حتماً در عمل اصول گرا خواهد بود و در غیر اینصورت حتماً از مسیر درست منحرف خواهیم شد. من در این نوشتار بنا ندارم فردى را بالا ببرم و یا پایین بیاورم چرا که همه بهتر مى‌دانید که خوب یا بد خودمان را در نهایت باید در پیشگاه الهى عرضه بداریم و این را هم خوب مى‌دانیم ان اکرمکم عندا... اتقاکم.

نگارنده در این سطور قصد دارد تا با گذرى بر برخى از نظرات یکی از کاندیداهای اصلاح طلب به اثبات برساند که ایشان بعنوان یک اصلاح‌طلب یک اصول‌گرایى واقعى است و بکارگیرى این واژه‌ها موجب منتسب کردن وى به یک گروه خاص نمى شود بلکه فرد مورد نظر اصول‌گرایى است که جهت انجام پاره‌اى از اصلاحات خود را موظف دانسته تا در این رقابت حضور پیدا کند.

در جایی متن سخنرانی آقای موسوی در یکی از دانشگاه‌های مشهد را می‌خواندم و در آن جلسه به نکات مهم و کلیدی را مطرح کردند که لازم دیدم به آن‌ها اشاره‌ای هر چند مختصر داشته باشم  تا ذهن برخی از دوستان جوان بویژه بعضى جوانان اصول‌گرا که تحت تأثیر برخى جریانات ممکن است شائبه‌اى به غلط در ذهنشان در خصوص آقاى موسوى وجود داشته باشد روشن و پى به بزرگوارى این انقلابى کهنه‌کار ببرند.

برای هر ایرانی وطن دوست و انقلابی  بخصوص  جوانان در خصوص افرادی که برای مسئولیت ریاست جمهوری  کاندید می‌شوند سه مسئله حائز اهمیت است:

 

1-      پایبند بودن آنان به آرمان‌هاى انقلاب اسلامى، بنیانگذار فقید امام خمینى(ره) و راه شهدا

2-      وابستگى نداشتن به قدرت‌هاى شرق وغرب چه به لحاظ فکرى و چه به لحاظ سیاسى

3-      التزام عملى ایشان به ولایت فقیه

 

لازم است با توجه به مطالب مطروحه در جلسه سخنرانى مذکور مقدارى  توضیح هر چند اندک جهت روشن شدن اذهان بیان شود تا بدانیم که اگر اصول‌گرایى، اعتقاد به این موارد باشد این سید بزرگوار نیز به لحاظ فکرى یک اصول‌گراى واقعى است.

آقاى موسوى گذشته از اینکه داراى تجربه نخست وزیرى در سخت‌ترین شرایط انقلاب یعنى زمان دفاع مقدس می‌باشد داراى یک امتیاز در کارنامه سیاسى خود مى‌‌باشد و آن اینکه این مسئولیت  را در زمانی بر عهده داشته که امام خمینی(ره) آن پیر فرزانه که بسیار هم به مردمی ، حزب الهی و انقلابی بودن مسئولان توجه داشته بر این مردم رهبری داشته، هر چند آن ناجى ملت در وصیت‌نامه خود سفارش فرمودند که ملاک ارزیابى هر فرد را حال او در نظر بگیریم  اما با در نظر گرفتن این توصیه مهم باید پذیرفت که شاهد نقطة منفى در عملکرد آقاى موسوى  چه در زمان مسئولیت و چه بعد از آن نبوده‌ایم. حالا با این مقدمه به بررسى دیدگاه آقاى موسوى حول این سه محور می‌پردازم و امیدوارم گام مثبتى برای بهتر شناساندن این عزیز حداقل به قشرى که شناختى از وى ندارند برداشته شود.

 

1- پایبندى ایشان به آرمان‌هاى انقلاب اسلامى

انتخاب ایشان در مسئولیت نخست وزیرى دوران دفاع مقدس دلالت بر انقلابى بودن وى دارد چرا که با تجربیاتى که انقلابیون در چند سال اول بعد از پیروزى انقلاب کسب کرده بودند، حساسیتى که حضرت امام خمینى(ره) داشتند و تدبّر و هوشمندى موجود در رئیس جمهورى وقت یقیناً مانع از این مى‌شد که فردى ولو با کوچکترین احتمال تعارض افکارش با آرمان‌هاى انقلاب بتواند این مسئولیت اجرایى خطیر را بر عهده بگیرد. و در این سخنرانى نیز عنوان مى‌دارد که:

 "بنده به دنبال اسلام نابی هستم که کشور را نجات داد . اسلامی که منادی آزادی، نجات دهنده مستضعفان و پایان دهنده تحجر است. حد و مرز من پایبندی به خون شهداست و من پایبند به این موضوع هستم چون آنها نگاه به افقهای بلند داشتند و علی رغم باور به ارزشهای اسلامی، چشم خود را بر روی واقعیتهای امروز جامعه نمی بستند. ... حد و مرز گفتمان بنده با بقیه گفتمانها رجوع به پیام خون همین شهداست."

 

 

2- عدم وابستگى فکرى یا سیاسى به غرب یا شرق

 یکى از مهمترین شعارهاى انقلاب اسلامى "نه شرقى،نه غربى، جمهورى اسلامى" و "استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى" بود و به واقع در این سه دهه در سایه رهبران آگاه و شجاع و مدبّر تلاش گردیده تا بر این اصول که خاستگاه آن اندیشه اسلامى است خدشه‌اى وارد نشود. آقاى موسوى نیز که یکى از دولتمردان دوران انقلاب بوده و توفیق خدمت به مردم را در برهه‌اى کسب کرده بود نیز از این امر مستثنى نبوده و مطمئناً به دنبال این نیست تا این ملت را که استقلال و آزادى خود را با سختى‌ها و به قیمت خون هزاران نفر از بهترین فرزندانش بدست آورده  در آغوش دول استکبارى قرار دهد و غرور ملت را بشکند بلکه هر ایرانى انقلابى من جمله ایشان بدنبال اعتلاى پرچم سه رنگ مقدس جمهورى اسلامى ایران است. ایشان در سخنرانى خود در مشهد ضمن مردود دانستن عمل عده‌اى که در چند سال گذشته با پشت به آرمان‌هاى انقلاب به دامان غربى‌ها پناهنده شدند اینگونه بیان مى‌کند که "هیچکس موافق در خدمت اجانب بودن نیست." هر چند نیاز نیست ایشان این جمله را به زبان آورد امّا این را به جهت سؤالى که یکى از دانشجویان پرسید و آگاهى دانشجویان از نقطه نظر خود مطرح کرده است چرا که عده‌اى تصور نکنند فردى خارج از نیروهاى انقلابى یا با وابستگى فکرى به غرب قصد حضور در صحنه را دارد. او فردى است که انقلابى‌تر و دلسوزتر از بسیارى از مدعیان براى انقلاب است. وى در جاى دیگرى در خصوص آزادى‌بیان که یکى از اصول انقلاب اسلامى است مى‌گوید:

 "بنده با بازداشت افراد به جرم ابراز عقیده و بیان مخالف هستم و این گونه رفتارها را مخالف منافع کشور می دانم چون ابراز عقیده یک اصل است چه برسد به دانشگاهها که باید همواره این موضوع جاری و ساری باشد."

 

این جملات بیانگر التزام آقاى موسوى به حفظ استقلال و آزادى در چارچوب قانون مى‌باشد. در بخشى دیگر از سخنرانى عنوان مى‌کند که: "ما برای خداوند و جمهوری اسلامی قیام کردیم و در این زمینه( اسلام و احکام خداوند) هم قانون اساسی داریم."

 

3- التزام به ولایت فقیه

یکى از مهمترین ویژگى‌هایى که هر یک از کاندیداهاى ریاست جمهورى براى بر عهده گرفتن این مسئولیت بزرگ باید داشته باشد التزام به اصل قانونى ولایت فقیه است و این موضوع  هم براى آقاى موسوى جایى از شبهه وجود ندارد. او بخوبى مى‌داند یکى از مهمترین دلایلى که این کشور از آفات وابستگى به ملل دیگر در امان مانده و راسخ‌تر راه خود را طى کرده گذشته از ایثارگریهاى این ملت، حضور رهبرى فرزانه و شجاع بوده است در مواقع حساس و حیاتى با حضور در صحنه راه را از بیراهه براى مردم مشخص کرده و با رهنمودهاى خود مردم و مسئولین را در انتخاب درست مددکار بوده‌اند. پس با اطلاع از این موضوع است که او مى‌گوید:

  "بعد از انقلاب به لحاظ دورنمای پیروزی در رژیم کاملاً وضع نگران کننده‌ای داشتیم، وجود گروههای مارکسیست، انجام ترورها و مسائل این چنینی باعث بروز این نگرانیها شده بود. قبل از انقلاب نیز امام راحل، ولایت فقیه را در برابر رژیم طاغوت به عنوان رقیب مطرح کردند که این موضوع بسیار در پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاثیر داشت."


این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه از زمان وجود اصل ولایت فقیه کشور ازخطرات بسیاری حفظ شده است اظهار داشت: "ما بدون اصل ولایت فقیه در 30 سال گذشته در برابر تهدیدات آسیب‌پذیر بودیم و هر لحظه ممکن بود که کشور به وضعیت گذشته برگردد. بنابراین باید توجه داشت که اصل ولایت فقیه ما را در مقابل کودتاها، حاکمیت نیروهای مسلح حفظ کرده است."


وی با اشاره به اضافه شدن تفکیک وظایف ولایت فقیه در سال 68 تاکید کرد که "بنده با اعتقاد به مسئله ولایت فقیه وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم شده ام."


در پایان براى تمامى اصول‌گرایان اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلبان اصول‌گرا آرزوى توفیق خدمت به این مردم آزاده را دارم. و امیدوارم وحدت را به معنى کلمه که همیشه از تأکیدات امام خمینى(ره) بود و رهبر انقلاب هم آن را تماماً مورد توجه داده‌اند بعنوان رمز ایستادگى این کشور فراموش نکنیم و بدانیم مهم حضور در صحنه انتخابات است که با شکوهتر برگزار شود.

                                 

                                                                            سعید لطفی زاده 

/ 6 نظر / 5 بازدید
عاشق

ایلیا ؛ معلم بزرگم تو را سپاس دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش یا رب نوشته بد از یار ما بگردان ما جمعی از شاگردان استاد ایلیا ، قصد داریم تا در روز معلم امسال ، زیباترین و صمیمانه ترین سپاس های خود را نثار بزرگ معلمی کنیم که روح زندگی را در جان های خسته مان دمید و چشم های فروبسته مان را به روی معنای راستین زندگی گشود. بزرگ مردی که کلام اش و نگاهش آتشی افکند در نیستان وجود مان و چشمه ای زلال شد برای سیرابی تشنه کامی های مان و نوری که روشنی بخشید به تاریکی های وجودمان... اگر شما نیز می خواهید جای خالی تان را در این « جنبش سپاس از استاد » پر کنید ، کافی است متون و سایر محصولات خود را (شامل متون اعم از ؛ دریافت ها و تاثیرات استاد و تعلیماتش بر زتدگی تان ، تحولات ، تغییرات مرتبط با آن ، خاطرات شاخص ، اشعار و متون تقدیمی با مضمون سپاس ، سایر تولیدات با همین مضمون اعم از کلیپ ، پاورپوینت، کارت پستال ، پوستر و ... ) را به آدرس ایمیل iliyasepas@gmail.com ارسال نمائید . کانون قدرشناسان ایلیا

جناب عزیزی این که مطالب دیگران را منتشر می کنی خوب است اما این ایراد وارد است که چرا نویسنده از ذکر نام خود خودداری کرده است. به نظر می رسد فرد مورد نظر از اصول گرایان است که نام خود را فاش نمی کند. ضمناَ سعی کن دیگران نتوانند شما را از جهتی که داری منحرف کنند. آن مطالبی به نظر من تاثیر مثبت دارد که حامیان دولت را آنقدر مشوش می کند که حتی جبهه رفتنت را زیر سوال می برند. چند روز پیش که نظر یکی از خوانندگان را به یکی از دوستان نشان می دادند به او گفتم که عزیزی تا چند سال پیش سالی 5 یا شش عمل جراجی انجام می دهد حال یک افراطی به دلیل این که عزیزی جور دیگری فکر می کند همه چیز او را زیر سوال می برد. امیدوارم خدا به ما رحم کند تا این تفکر افراطی که همه را ناحق و خود را عین حق می داند حداقل مقداری متعادل شود.

فکر می‌کنم این دوستمون متن را کامل نخوانده و فکر قسمت‌های Bold شده را نگاه انداخته چون اگر متن را خوب و كامل مطالعه كرده بود متوجه مي‌شد كه متن كاملاً به حمايت از آقاى موسوى نوشته شده است. لطفاً قبل از نظر دادن مطلب را خوانده و بعد ضمن رعايت انصاف شفاف نظر دهيد.

دوست ديگر

بنده به عنوان يك ايراني و مسلمان در شرايط حاظر براي پيروزي اسلام بركفر جهاني به احمدي نژاد راي مي دهم. او به رهبري نزديك است و به همين دليل شجاعت و اعتماد به نفس دارد. ايشان دشمان داخلي و خارجي را برآشفته و شرايط داخل كشور و روستاها را ارتقاء داده اگر شرايط اقتصادي بد است چرا مردم اينقدر مسافرت مي روند.

امير

مطلب تحليلي خوبي بود. مشخص است كه زحمت زيادي كشيده شده است پيشنهاد مي كنم حتماً نام نويسنده را بياوريد تا نسبت به صحت آن مطمئن باشيم.

انسان

بدون شک روح امام خمینی لعنت میکند آنان را که راه او را نروند!