تحلیلی بر انصراف خاتمی

خاتمی از صحنه انتخابات ریاست جمهوری کنار رفت تا بار دیگر ثابت کند ردای آموزگار ادب و شکیبایی را در قامت او دوخته‌اند و درایت او بالاتر از آن است که منافع و مصالح مردم را در نظر نگیرد.

تاریخ تحولات سیاسی این مرز و بوم نیز با تمام فراز نشیب‌هایش حاوی آرزوهای ملتی است که به عنوان اولین ملت یکتاپرست عالم همواره آرمان‌هایشان را از دریچه‌ای معنوی جست‌وجو کرده‌اند.
و امروز فصل جدیدی در تاریخ تحولات سیاسی کشور آغاز شده که تاریخ‌سازان آن آروزهای ملت بزرگ ایران را از دریچه اخلاق و معنویت می‌نگرند، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی.
مقدمه این فصل جدید و نقطه عطف تحولات سیاسی کشور در دو دهه اخیر زمانی آغاز شد که خاتمی جمله‌ای را به زبان آورد که در خاطره‌ها خواهد ماند؛«یا من می‌آیم یا میرحسین موسوی».
به این ترتیب امیدی در دل‌ها زنده شد؛ امید اینکه مردم سردرگم نخواهند بود و به راحتی می‌توانند نام کسی را در روز انتخابات بر روی تعرفه‌ها بنویسند که دوستش دارند و می‌دانند آنها را فریب نخواهد داد، و این آخری چقدر در روزگاری که فاصله شعارها با عمل‌ها روز به روز بیشتر می‌شود ارزشمند است.
اما پس از آنکه خاتمی نام خود و میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای قطعی بر زبان آورد، مشکلات مختلفی نیز آشکار شدند.
ابتدا کسانی که حضور یکی از این دو را به معنای افزایش احتمال حذف خود از سوی مردم می‌دیدند تلاش کردند تا ادبیات سه‌گانه «موسوی، خاتمی و کروبی» را رواج دهند و از تمام ظرفیت‌های رسانه‌ای قانونی و غیر قانونی و اخلاقی و غیر اخلاقی خود استفاده کنند تا نشان دهند این سه، درعطش قدرت، حاضر به توافق با هم نخواهند شد.
تاکید بر برخی اختلاف‌نظرها، تلاش برای طرح موضوعات و سوژه‌های اختلاف‌برانگیز، رواج فضای تخریب و توهین علیه هر سه این کاندیداها به ویژه خاتمی (که هنور هم خاطره برخی ناجوانمردی‌ها علیه وی در یادها باقی است)و بسیاری دیگر از اقدامات غیر اخلاقی دیگر از جمله کارهایی بود که از سوی شاخه‌های رسانه‌ای این جریان صورت گرفت.
تحلیل آنها این بود که آمدن موسوی یک بلوف سیاسی است و این خاتمی و کروبی هستند که در انتخابات باقی خواهند ماند و آنها با آغاز اختلاف‌افکنی بین این سه شخصیت و خالی کردن دور خاتمی از چهره‌های پر نفوذ و اصیل به راحتی می‌توانند طرح از پیش برنامه‌ریزی شده‌شان را در تخریب گسترده خاتمی آغاز کنند و در نهایت حاصل آن چیزی شود که آنها می‌خواهند.
به همین دلیل آنها اعلام رسمی قصد خاتمی مبنی بر کاندیدا شدن در انتخابات را در راستای این برنامه تدوین شده خود ارزیابی کرده و در نهان از آن خوشحال شدند (اصرار یک خبرگزاری به انتشار هر چه زودتر خبر آمدن خاتمی را به یاد بیاورید)، در این میان برخی دلسوزان طرفدار حضور خاتمی نیز با تشویق و ترغیب بیشتر او شرایطی را شکل دادند که فضای مرزبندی سه جبهه‌ای مدنظر طرف مقابل بیشتر مهیا شد.
طبیعتا پس از حضور خاتمی فضای تخریب علیه او شدت گرفت و تلاش برای اختلاف افکنی نیز با جدیت بیشتری دنبال شد که البته این آخری هنوز هم با محوریت اختلاف افکنی بین طرفداران موسوی و خاتمی از سوی رسانه‌های این جریان با جدیت انجام می‌شود.
خاتمی در این میان با هوشیاری و آگاهی نسبت به مسائل موجود در سفر به سه استان کشور (که علی رغم محدودیت‌های ایجاد شده با استقبال وسیعی از سوی مردم مواجه شده بود) اعلام کرد که برای رسیدن به اجماع حاضر به پرداختن هر هزینه و انجام هرگونه فداکاری است.
اما سرانجام آنچه یک جریان آن را «بلوف سیاسی» و «بعید» می‌دانست به وقوع پیوست و مهندس موسوی در بیانیه‌ای رسما قصد خود را برای کاندیداتوری در انتخابات اعلام کرد.
پس از اعلام رسمی موسوی همگان منتظر اقدام خاتمی بودند و جریان خواهان حفظ وضع موجود نیز با شدت تلاش کرد با ایجاد اختلاف بین طرفداران موسوی و خاتمی و ایجاد شکاف بین این دو، مانع تصمیم‌گیری درست خاتمی شود.
اما آنها خاتمی را نمی‌شناختند. یک ماه و اندی قبل خاتمی نامزدی خود در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را با تکیه بر تدبیری بر گرفته از دغدغه‌های جدی نسبت به وضعیت کشور و آگاهی از نقش دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، او که تجربه کارشکنی‌های بسیاری را در مسیر دولت خود داشت، هنوز محبوب بود و در سفرهای اخیرش به سه استان چنان استقبالی از رییس جمهور مظلوم دولت اصلاحات به نمایش گذاشته شد که شاید با صرف تمام درآمدهای نفتی موجود در حساب ذخیره ارزی نیز نتوان به آن نائل آمد.
خاتمی نه در پاسخ به همه بی اخلاقی و بداخلاقی های غیر دینی وغیر انسانی صورت گرفته علیه خود، بلکه در جهت مصلحت کشور به نفع مهندس میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران پر شکوه دفاع مقدس و یار و هم نفس‌امام(ره)، از صحنه انتخابات ریاست جمهوری کنار رفت تا باردیگر ثابت کند ردای آموزگار ادب و شکیبایی را در قامت او دوخته‌اند و درایت او بالاتر از آن است که منافع و مصالح مردم را در نظر نگیرد.
امروز اگرچه کناره گیری مردی که روزی تجلی خواسته‌های یک ملت شد از عرصه انتخابات شوک بزرگی برای دوستدارانش(چه آنانکه نامزدیش را می‌خواستند و چه آنانکه علی‌رغم ارادت خاص به خاتمی حضور میرحسین را در فضای امروز راهگشاتر می‌دانند) محسوب می‌شود، اما آنها با علم به تدبیری که خاتمی هیچگاه از آن غافل نبوده، این تصمیم را می‌پذیرند و به انتخاب او احترام می‌گذارند.
امروز ملت پشت سر میرحسین محبوب و مستظهر به پشتیبانی بزرگمردی دیگر از سلاله پاک پیامبر، به آینده‌ای روشن می‌نگرند.

/ 1 نظر / 6 بازدید
Hamed

سلام دوست عزيز وبلاگ قشنگي داري. از نوع نوشته هات و مطالبت خوشم اومد حتما يه سر هم به من بزن. آخرين پستمو با دقت نگاه كن و نظرتو بگو موفق و پيروز و سربلند باشي