اولین برنامه موسوی در تلویزیون پس از 20 سال

هیچ برنامه تبلیغی در جامعه ای مانند ایران به اندازه گفتگوهای تلویزیونی فراگیر وپرنفوذ نیست به همین دلیل برای هر نامزدی بهترین بهره برداری از این فرصت، راهبردیاست. در انتخابات 4 سال پیش بهترین استفاده را از این نوع برنامه ها آقای احمدینژاد داشت. در این دوره که مناظره بین نامزدها هم به برنامه های تلویزیونی اضافهشده تردیدی نیست که این مناظره هر چه چالشی تر باشد می تواند توجه بیشتری را درجامعه برانگیزد و به ویژه افرادی که هنوز در تردید به سر می برند را برای تصمیمگیری نهایی -به نفع یا علیه هر نامزدی- مصمم کند. اولین نطق تلویزیونی مهندس موسویدر جمعه شب به نظر من به چند دلیل زیر، تاثیر گذار بود:

1)      سخنانش نسبتا منسجمبود و پراکنده و سوءتفاهم برانگیز سخن نمی گفت.

2)      با ادبیات همه فهمی نکاتتخصصی را مطرح می کرد که این برای جلب طبقات هدف نکته مهمی است.

3)      پایهسخنش بر نامناسب بودن وضع موجود و لزوم اصلاح آن بود که بدون رودربایستی مطرح شد واین در انتقال پیام چرایی حضور وی در انتخابات مهم است.

4)      کلی و نامفهومحرف نمی زد بلکه به مصادیق مشخص اشاره و به این ترتیب مخاطبینی را با سخن خود درگیرمی کرد که این نیز از زاویه مخاطب شناسی اهمیت دارد.

5)      نکاتش حاشیه اینبود بلکه هر یک از نکات مطروحه مسائل اصلی در بخش هایی بود که فرصت بیان آنهافراهم شد.

6)      شعارزده و هیجانی نبود و مخاطب احساس فریب نمی کرد. به گواه اکثر دوستانی که او را نمی شناختند، یک صداقتی در گفتار ایشان دیده می شد که حتماً موجی عظیم ایجاد خواهد کرد.

7)      اساسحرفش بر مهمترین نیازهای عمومی زندگی مردم بود که می توانست بیشترین مخاطب را بهخود جذب کند.

8)      همین که مهندس موسوی به طور ویژه از آقای خاتمی نام برد و از اوتجلیل کرد نقطه اتصالش را با اصلاحات نشان داد که از این نظر هوشمندانه بود.

به نظر می رسد برنامه دیشب نقطه آغاز بوده به همین دلیل نیز ایشان شتابزده تلاشنکرد همه حرفش در همه زمینه ها را در همان 1 برنامه مطرح کند. در نتیجه اگر مسائلاجتماعی- سیاسی در آن پر رنگ تر نشد به این سبب بوده. دیدم در اظهارنظرهایی ایننکته به عنوان نقص این برنامه مطرح شده ولی باید شکیبا بود و به تماشای برنامه هایدیگر و همچنین به تماشای برنامه های سایر نامزدها هم نشست.

بر این باورم که نطق های آقای احمدی نژاد در این دوره تاثیر 4 سال گذشته رانخواهد داشت.

فرصت را مغتنم شمرده در این روز یادی هم از حماسه سوم خرداد  سال 1361 می کنم که درآن، اوج عظمت انقلاب اسلامی در فتح خرمشهر نمایان شد. و نقطه عطفی را در تاریخ دفاع مقدسرقم زد که جاودانه خواهد ماند.

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوچکترین دلسوز

بسم رب الشهدا و الصدیقین - با سلام خدمت موسس و اداره کننده محترم سایت و خوانندگان گرامی چند نکته به نظر قاصرم رسیده که عنوان می کنم :1- نظام ما نظام مقدسی هست وما صاحب داریم و صاحب ما به ما ولایت و احاطه دارد و از ما غافل نیست و ما در دامن و فحل او هستیم 2- بله باید برای گرم شدن انتخابات فعالیت کنیم اما تخریب به هیچ عنوان و هرگز 3- کلمات و تقسیم بندی های اصول گرا و اصلاح طلب اصولا ساخته دشمنان ماست و ما بهتر است از الفاظ دیگر استفاده کنیم 4- البته اگر منظور از اصول گرا حزب الله باشد به معنای مصرح در کتاب خدا : محمد رسول الله و الذین معه اشدا’ علی الکفار رحما’ بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا پس خوشا بحال اصول گرایان 5- بنا به فرمایش رهبر معظم مان در نظام ما همه اصول گرایان اصلاح طلب هستند و برعکس 6- باز هم البته تعلی و تزکیه و تعقل همه به یک اندازه نیست

کوچکترین دلسوز

6- باز هم البته تعلیم و تزکیه و تعقل همه به یک اندازه نیست و هر کسی بنا به میزان تعلیم و تزکیه و تعقلش متوجه مطالب می شود و انها را ارسال می کند 7- این بنده حقیر چون از هر سه مولفه فوق به میزان بسیار کم و ناچیزی بهره مند هستم نمی توانم به یقین مطلق برسم اما اضطرارا بهترین نظر ممکن را پس از مطالعه و مشاوره از اهل علم واقعی انتخاب می کنم اما پس از این انتخاب روی نظرم بخصوص در شرایط فعلی قسم نمی خورم و برای انتشار نظرم در ابعاد گسترده تلاش نمی کنم

کوچکترین دلسوز

8 - خدمت دوست دوست عرض می کنم که دوستتان ننوشته بود بعی از اصولگراها بلکه مطلق نوشته بود در ضمن مطلب ابشان غیر از جنبه توهین آمیز اساسا نمی تواند درست باشد چون هیچ باصطلاح شما اصولگرا و به اصطلاح ما حزب اللهی پیدا نمی شود که صاف صاف راه برود و حقوق بگیرد چون این کار با دین او در سارش نیست و هر دین داری کارش را به بهترین نحو انجام میدهد هرچند بعضی از غیر حزب اللهی ها خوشششان نیاید

مخالف احمدي نژاد

از كرمانشاه خبر مي‌رسد كه ستاد محمود احمدي‌نژاد از بسيجيان و نيروهاي دولتي اين شهر پر شده است و هنگام ناهار و شام هم حاضران در ستاد احمدي‌نژاد به بهترين رستوران‌هاي شهر منتقل مي‌شوند و با بهترين غذاها و نوشيدني‌ها از آنان پذيرايي مي‌شود. اين در حالي است كه ستاد ميرحسين موسوي علي‌رغم اينكه نيروهاي دولتي سعي مي‌كنند، مقابل فعاليت‌هاي آن مانع‌تراشي كنند اما با شدت عجيبي در حال جذب راي براي ميرحسين موسوي هستند و در اين ستاد به جز چايي چيز ديگر براي پذيرايي وجود ندارد.

مير محسن كروبي نژاد

گفته می شود پلیس در برخی شهرها خودروهایی را که از پرچم یا رنگ سبز استفاده می کنند ،جریمه کرده است . پلیس در پاسخ به سئوال رانندگانی که دلیل این اقدام را جویا شدهاند گفته است تغییر ظاهر خودرو یا به کار گرفتن علائمی که باعث کاهش دقت رانندگی سایر رانندگان شوند،تخلف است ومستوجب جریمه . گفتنی است پلیس تا کنون تعدادی موتور سیکلت را هم با همین استدلال و ایجاد خطر برای سایرین توقیف وروانه پارکینگ کرده است . حامیان احمدی نژاد از اینکه رنگ سبز به نماد میر حسین موسوی تبدیل شده است ،ناراضی هستند وخواستار حذف نماد سبز شده اند .

آشنای غریبه

راه اصلاحات با حضور میر حسین موسوی ادامه پیدا خواهد کرد. ولی نگران هستم که عده‌ای مثل بعضی نیروهای سازمان مجاهدین یا مشارکتی‌ها مانند خاتمی او را دور بزنند و در نهایت خرابش کنند . در هر صورت برای او آرزوی موفقیت دارم.

بلند شدن مرده از گور!(1)

مگر شما شعار تحمل نمدی پس چرا حذف کردی ؟فقط ادای آدمای صادق را در می آری؟اینجادانستن حق مردم نیست؟ اگر دانست حق مردم است پس: بعد از اینکه اصلاح طلبان در انتخابات متوالی در سالهای اخیر از مردم "نه" شنیدند و از صحنه های تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرایی کشور بیرون شدند، حامیان نظریه پرداز آنها از "مردن" اصلاحات سخن راندند و اینکه باید منتظر بود تا یک نفر میخ آخر را به تابوت اصلاحات بکوبد. تابوت آنها هم با سوز و آه حامیان آنها تشیع شد و به زیر خاک رفت! فاتحه هم بر گور آنها خوانده شد! اما... اما این مرده ای که می رفت تا کفنش هم به زیر خاک پوسیده شود، بوی دنیا را از منافذی که برخی ها از روی قبر برایش ایجاد کردند!! استشمام کرد و هوس بلند شدن از گور به سرش زد!

بلند شدن مرده از گور!(2)

امروز اصلاحات به سان مرده ای متحرک در به در به دنبال طبیبی می گردد که نوش دارویی بعد از مرگ را به او بخوراند، تا مگر جان تازه ای یابد و قدرتی تازه گیرد؛ غافل از اینکه نوش دارو را بعد از مرگ سهراب!! نفعی نباشد و سودی نبخشد. گویند یکی از دلایل سوزاندن و بر باد دادن خاکستر مردگان در شرق دور این بوده که مردم از شرّ روح مردگان دنیاطلب سمجی که قصد ترک دنیا را نداشتند راحت شوند! ؛ شاید اینبار مرده داستان ما را هم این درمان به کار آید و سوزاندن و بر باد دادن خاکسترش همگان را راحت سازد. جنس هیزم این آتش، رای دوباره "نـــــــــــــــــه" مردم به اصلاحات است.

شال سبز، تخريب و ديگر هيچ!(1)

امروز ميرحسين را بعد از بيست سال "صمْ بكم عمي و هم لايرجعون" بودن، هوس رجعت به سر زده و در قامت نامزدي شال سبز به دوش، سوار بر اسب دست و پا شكسته اصلاحات عزم فتح قلعه "پاستور" نموده است. پيش قراولان و پس قراولان ميرحسين را نيز همه از مردان تند مزاج مشاركتي و مجاهديني است كه روزگاري بر اين ديار خر خود مي راندند و زحمت خلق مي دادند، و امروز يراق اسب مير را به دست دارند و مقصدش را به تركستان رهنمون. ميرحسين را نيز كه سياق هنرمندي و نقاش باشي اش بر تدبير و چاره مملكت داري بچربد، ز بي تدبيري به پوشيدن شال سبز روي بياورده و با مشاورت پيش قراولان و ميرزا بنويس هاي "ستاد" خويش، عزم را بر تخريب رئيس ملك جزم نموده، تا شايد اين تدبير موثر افتد و خود در عوض مقبول خلق.

شال سبز، تخريب و ديگر هيچ!(2)

في الحال داستان "مير" اصلاحات داستان اسب چوبين تراوايي است كه سربازان تندمزاج اصلاحات درون آن كمين كرده اند تا در صورت پيروزي "مير" از شكم اين اسب خارج شوند و قلعه و حكومت را به نفع خود قبضه كنند و در اين بين "مير" را نيز تنها، وسيله اي مي دانند براي تحقق روياي خود. حال اين "مير" است كه با اسب چوبين و لت و پار اصلاحات كه روزگاري سوار قبلي خود را با مخ به زمين گرم كوبانده بود، روياي فتح قلعه "پاستور" نموده است، غافل از اينكه اسب چوبين و شال سبز و دهان پر دشنام و تخريب، براي اداره امور خلق كارگر نيفتد، و خلق اين ديار را نيز دوبار از يك سوراخ به نام "اصلاحات" گزيدن ممكن نبوَد.